به نام او

-سلام

-سلام

-راجع به اون قضیه فکر کردی؟ پایه کمک هستی؟ تنهام و نیازمند کمک

- ببین بیا منطقی باشیم. با یک گل که بهار نمی شه. می شه؟

-نه. خوب که چی؟ همون یک گل که تو کویر بیشتر به چشم می آد اتفاقا

-آره. اما این کویر توش هیچی دیگه رشد نمی کنه. به علاوه ما که گل کاری بلد نیستیم.

- خب این که مشکل نیست. می ریم یاد می گیریم.

--بذرش هم گیر نمی یاد

- اینم مشکل نیست. می ریم زیاد می گردیم تا پیدا بشه.

- کی می خواد ازش مراقبت کنه؟

- من و تو و اونا که می شیم " ما "

- اگه گل خاردار کاشتیم چی؟

- عیبش چیه؟

-خارش بره تو دستمون دردمون می آد

- هرچه از دوست رسد نیکوست! بچه کوچیک هم به پدر مادرش لگد می زنه. این که فقط یک خاره.

- اگه خشک شد چی؟

- مشکل نداره. دوباره می کاریم. این قدر می کاریم تا بشه یک بوته تنومند.

-میدونی چیه. من حوصله این کارها رو ندارم. خستم. می خوام تو حال خودم باشم.

- این مشکله... چرا؟

- کلی کار دارم به خدا. اصلا نمی رسم.

-پس اون گل کاری که قبلا تو فکرش بودیم چی؟

- بذار که یک ذره دغدغه هامون و مشکلاتمون کمتر شد می کاریم با هم.

- یه بزرگی می گفت:" وقتی بزرگ می شی مشکلاتت، دغدغه هات و حرصات هم بزرگ تر می شن."

-بیخیال. حوصله این حرف هارو ندارم. باشه بعدا  می حرفیم.

-باشه. فعلا

- فعلا

 

امیرحسین اخوین